خرید بک لینک

کم پیش میآید که ندانم چه باید بنویسم و چه باید بگویم . امروز یکی از آن روزهاست که "کم پیش میآید"های من زیاد پیش میآیند. زیاده عرضی نیست ، تنها شعری به سوگ مینویسم و بعدش این شما و این هم همهي من :


تقدیم به سر به داران سرزمین همیشه غمگینم :


نفس با هر دمی – بالانرفته - از دهان میریخت
دهان اما کماکان از تو و بودن زبان میریخت

کجای کار میلنگید آه ای چشمهای تو؟
که برج گریهام با هر وزش ، با هر تکان میریخت

کمان طاق ابروی تو را رنگین کمان کردند
بجای آبِ باران قامتات از آسمان میریخت

تو رفتی ، سخت باریدم ، صدا در سینهام جاماند
اگر دم میزدم رنگ از رُخِ رنگین کمان میریخت

شغادافراسیاب قصه از آن دم که شب گُل کرد
هزاران بیژن و رستم به چاهِ جمکران میریخت

پرید و در میان اینهمه تاریک پَرپَر شد
همانی که برای کفتران شهر نان میریخت

هلا! ما ابن سقراطیم ازینرو دم به دم با غیظ
جهان در کاسهی تنگ لبانت شوکران میریخت

اُمیدی نیست به دنیا ، که از تنلرزههای من
به دنیا گر امیدی بود سقف آسمان میریخت !

برچسب: چو تخته, بر موج رها رها رها من,چو تخته, بر موج دانلود,چو تخته, بر موج شجریان,آهنگ چو تخته, بر موج,شعر چو تخته, بر موج,دانلود چو تخته, بر موج رها رها رها من,شعر چو تخته, بر موج رها رها رها من,دانلود آهنگ چو تخته, بر موج,متن آهنگ چو تخته, بر موج, نویسنده: آدرین کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:31

صفحه بندی